X
تبلیغات
زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست

زندگی زیباست زشتی های آن تقصیر ماست

جملات زیبا. عاشقانه. دلنوشته و ...

پرستوی مهاجر




مردن مردن نيست!!


بلكه كوچ يك پرستو به سرزمين شمال است!


جايي كه آب و دانه و دشتهاي وسيع خدا در انتظار اويند.


فقط بالي براي پريدن مي خواهد!


براي پرستو وقتي به آسمانها پر گشود ديگر چه


فرقي مي كند زالوهاي كف مرداب چطور خودشان


را با آب لجن سيراب مي كنند يا لاشخورها چگونه


جسد مردار يك حيوان را تكه پاره مي كنند؟


پرستو رفته است و جايش براي هميشه در زمين خالي است!


ولي او در آسمانها در عيش خوش  ابرها غوطه ور است!


آسماني من! آسماني باش و زمين را فراموش كن


پرستوي مهاجر!!!

[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 0:40 ] [ فرناز ] [ ]

سال نو مبارک


[ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392 ] [ 22:14 ] [ فرناز ] [ ]

نمی دانم چه شد

مدعی بودی که خواهانم شدی


آن همه دلدادگی ها را نمی دانم چه شد


رخنه کردی در وجودم با نگاهی آشنا


آن دو چشمانی که دیدم را نمی دانم چه شد


عاقبت رفتی...شکستی عهد خود


ازخداوند بی خبرهارا نمی دانم چه شد


داستان لغزشت نقل محافل کرده اند


آن همه احساس پاکت را نمی دانم چه شد


مانده ام در کار این حکمت چه بود


قسمتم او بود و اورا نمی دانم چه شد


[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 22:42 ] [ فرناز ] [ ]

یک زن...

من سبزترین برگم... چون زرد نخواهم شد


با آمدن طوفان...ولگرد نخواهم شد


من گوهر نایابم... آمیخته با احساس


در دست هوس باز ...یه مرد نخواهم شد


هرجا که دلی سرد است...من مونس و غمخوارم


با بوسه هر مستی... دلسرد نخواهم شد


مردانگی از من نیست...یک مرد شدن سخت است


با اینکه زنم اما...نامرد نخاهم شد



زن مخلوقیست که عمیقتر میبیند و مرد مخلوقیست که دورتر را میبیند.


عالم برای مرد یک قلب است وقلب برای زن عالمی....


[ سه شنبه بیستم اسفند 1392 ] [ 22:13 ] [ فرناز ] [ ]

خـ♥ـداوندا


خــداوندا

خسته ام از فصل سرد گناه و دلتنگ روزهای پاکم …


بارانی بفرست ، چتر گناه را دور انداخته ام !



[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 22:21 ] [ فرناز ] [ ]

فقط خدا می داند...


باور کن هیچ چیزی در این دنیا ارزشی بالاتر از این ندارد!

غمی را از دل زدودن و لبی را به خنده وا کردن.

فقط خدا می داند بزرگی و بخشندگی قلبی را،

که به ازای هدیه لبخندی،

از تمام دردهای خود گذشته که فقط دیگری را شادتر ببیند...

فقط خدا می داند اندازه این خوبی را، این مهربانی را،

                       فقط خدا می داند...

[ سه شنبه بیست و دوم بهمن 1392 ] [ 22:18 ] [ فرناز ] [ ]

آمین...


[ یکشنبه سیزدهم بهمن 1392 ] [ 19:31 ] [ فرناز ] [ ]

برای من...


   برای من

 

   دوست داشتن

    آخرین دلیل دانایی است

    اما هوا همیشه آفتابی نیست

    عشق همیشه علامت رستگاری نیست...

    و من گاهی اوقات مجبورم

    به آرامش عمیق سنگ حسادت کنم

    چقدر خیالش آسوده است

    چقدر تحمل سکوتش طولانی ست

    چقدر ...

[ جمعه یازدهم بهمن 1392 ] [ 13:0 ] [ فرناز ] [ ]

تولدم مبارک!

      *****تــــــولــــدم مـــــبـارکــــــــــــ *****


     لحظه ها میگذرند و روزها را خاکستر میکنند


     ومن در گرد و غبار این ثانیه ها می دوم. 


     به دنبال چه،نمیدانم!


     هراسانم از آن که فصل ها پوست بیندازند


     ومن هنوز در کالبد خویش بمانم 


     شاید خیالیست بس بیهوده


     که رسیده باشم به آنچه خواسته ام


     به آنچه که باید می رسیدم


     و به آنچه که لیاقت رسیدن به آنرا داشته ام


     تشـنه لـبم،دروغ است اگر بگویمبه جرعه ای بیش نیازمند نیستم


      دریـا میـخواهم به وسعت افــــق ،به وسعت دریــــــــا.......

[ شنبه پنجم بهمن 1392 ] [ 18:53 ] [ فرناز ] [ ]

آری از پشت کوه آمده ام...

آری از پشت کوه آمده ام...


چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!


برای عشق خیانت کرد


برای خوب دیده شدن دیگری را بد نشان داد


برای به عرش رسیدن دیگری را به فرش کشاند


وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم.... می گویند: از پشت کوه آمده!


ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن


گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!



[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 11:44 ] [ فرناز ] [ ]

شاید....!


گاهی شاید لازم  ﺑﺎﺷﺪ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺒﺮﯾﻢ


ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎن ﺑﻮﺩﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ !


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 11:38 ] [ فرناز ] [ ]

.


پاهایم را که در آب میزنم ، ماهی ها جمع میشوند

شاید اینها هم فهمیده اند که یک عمر طعمه ی روزگار بوده ام !


[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 11:34 ] [ فرناز ] [ ]

گاهی باید...


گاهی باید احساس نکنی، تا احساست کنند!

گاهی باید کسی باشی که نیستی، تا کسی که بودی باشی!

گاهی باید چشم ها را بست، تا تو را ببینند!

گاهی باید خوابید، تا شاید بیدارت کنند!

گاهی باید رفت، تا بودنت احساس شود...

[ یکشنبه پانزدهم دی 1392 ] [ 11:30 ] [ فرناز ] [ ]

قربون حرمت یا موسی الرضا (ع)


http://s5.picofile.com/file/8107005542/images.jpeg


زائری بارانی ام آقا بدادم میرسی؟

بی پناهم، خسته ام،تنهابدادم میرسی ؟

گر چه آهونیستم اماپراز دلتنگی ام

ضامن چشمان آهوهابه دادم میرسی ؟

شهادت امام هشتم ،علی بن موسی الرضا (ع)

بر همه شیعیان و عاشقانش تسلیت باد.
[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 21:9 ] [ فرناز ] [ ]

خداوندا


خداوندا

به من قدرتی ببخش

تا هر آنچه که آزارم داده

هر آنچه مرا تلخ و ناشادم کرده

هر آنچه از نفرت و انزجار لبریزم کرده

ببخشم و عفو کنم

برون و درون

گذشته و آینده را زیبا ببینم



[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 20:51 ] [ فرناز ] [ ]

«گفتا که میبوسم تو را»


گفتا که می بوسم تو را ، گفتم تمنا می کنم
گفتا اگر بیند کسی ، گفتم که حاشا می کنم
گفتا ز بخت بد اگر ، ناگه رقیب آید ز در
گفتم که با افسونگری ، او را ز سر وا می کنم
گفتا که تلخی های می گر نا گوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم ، آنرا گوارا می کنم
گفتا چه می بینی بگو ، در چشم چون آیینه ام
گفتم که من خود را در آن عریان تماشا می کنم
گفتا که از بی طاقتی دل قصد یغما می کند
گفتم که با یغما گران باری مدارا می کنم
گفتا که پیوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزانتر از این من با تو سودا می کنم
گفتا اگر از کوی خود روزی تو را گفتم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

سیمین بهبهانی

[ پنجشنبه دوازدهم دی 1392 ] [ 20:46 ] [ فرناز ] [ ]

در عجبم...


در عجبم از این خلق جفاکار، که هیچ ندارند با مهر ووفا کار.

در عجبم از این ساقیان سست عنصر، که آب را قاطی میکنند

با الکل.

در عجبم از این باده نوشان بی بنیاد، که هنوز می ننوشیده

گویند هرچه بادا باد.

در عجبم از این سگان ولگرد خیابانی، که گله را رها کرده اند

پاسبانی.

در عجبم از این گربه های کوچه وبازار، که دگر هیچ ندارند به

موشهای نادان کار.

در عجبم از این های و هوی پهلوانان،که اکنون خالی گذاشته اند

گود ومیدان.

در عجبم در عجبم از این هوای ناپاک ،که یافت میشود گهی در خانه

و گهی در پارک......



[ چهارشنبه بیستم آذر 1392 ] [ 18:49 ] [ فرناز ] [ ]

!!!!!!!


http://upload.nasr19.ir/uploads19/images11_baa5c.jpg


خیـــــــــــــلـــــی دلـــــــــــم گـــــــرفــــــته



[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 14:6 ] [ فرناز ] [ ]

تو چه دانی عشق چیست....


http://upload.nasr19.ir/uploads19/534p6vfu2xmeg8nqne0.jpg

[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 14:2 ] [ فرناز ] [ ]

ای کاش....

   http://upload.nasr19.ir/uploads19/A7F8.jpg


   ای کاش یاد میگرفتم

      اگر در رابطه ای حرمتم زیر سوال رفت

      برای همیشه با آن رابطه خداحافظی کنم

      و بطور احمقانه ای منتظر معجزه نباشم....

[ شنبه دوم آذر 1392 ] [ 14:0 ] [ فرناز ] [ ]

سخنان گهربار امام حسین(علیه السلام)


امام حسین (عليه السلام) : ای پسر آدم همانا تو مانند روزگاری ،

هر روزی که بر تو بگذرد قسمتی از عمرت کاسته و کم میگردد.

ارشاد القلوب جلد 1 صفحه98


امام حسین (عليه السلام) : امام (عليه السلام) به مردی که غیبت شخصی

را در نزد آنجناب می کرد فرمود : از این کار خودداری کن ،

غیبت و بدگویی پشت سر دیگران ، خوراک سگهای جهنم است.

بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 109 )



امام حسین (عليه السلام) : سلام کردن هفتاد ثواب دارد که شصت و نه

ثواب آن متعلق به کسی است که سلام میکند و یک ثواب متعلق

به کسی است که جواب سلام را میدهد.

بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 112 )



امام حسین (عليه السلام) : بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد.

تحف العقول صفحه253


امام حسین (عليه السلام) : به ابن عباس فرمود : درباره چیزی که به تو

مربوط نیست سخن مگو ، زیرا می ترسم به گناه دچار شوی ، درباره

چیزی که مربوط به تو است نیز صحبت مکن ، مگر بدانی جای صحبت

کردن است،بسا از گویندگان که به حق سخن گفته اند ولی سرزنش

شده اند.

با دو کس بحث و جدال مکن ،شخص حلیم ،و شخص نادان .

حلیم تو را عصبانی میکند و نادان اذیتت میکند ،

در پشت سر برادر مومن خود همان چیزی بگو که دوست داری او پشت

سر تو بگوید.

چنان عمل کن همانند کسی که میداند از جرائمش بازخواستش میکنند

و پاداش کارهای نیکش را میدهند.

بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116 )

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 21:16 ] [ فرناز ] [ ]

یـــا حسیــن(ع)


http://upload.nasr19.ir/uploads19/images2.jpg


    التماس دعا...

[ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1392 ] [ 20:37 ] [ فرناز ] [ ]

گاهی وقتا......

گاه ،زندگی سخت می شود


گاه تنها، تنهایی آرامش می آورد...


گاه گذشته اذیتم میکند...


گاه هوایت دیوانه ام میکند...


این " گاه ها" ..گهگاه تمام روز و شب من می شوند..


آنوقت بغض راه گلویم را میگیرد..


..درست مثل همین روزها..


[ دوشنبه سیزدهم آبان 1392 ] [ 12:20 ] [ فرناز ] [ ]

سهراب سپهری

 نه تو می مانی و نه اندوه


  و نه هیچیک از مردم این آبادی …


  به حباب نگران لب یک رود قسم،


  و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،


  غصه هم می گذرد،


  آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند …


  لحظه ها عریانند.


  به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.


[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 19:39 ] [ فرناز ] [ ]

کتاب زندگی...

در کتاب زندگی


به هر چه دل بسته ام


کرده فراموشم


بعدِ گذشت سال ها


تازه فهمیدم


دیگر وفایی نیست


که باشد


چشم انتظار وفاداری!


چه زشت باشی


چه زیبا


گریزی نیست؛


آیینه،


انعکاسی است از بودن ما


اما...


افسوس،


دیر فهمیدم


دوست داشتن،


یک دروغ محض است


چرا که، زود


بر رخ هر آیینه


می نشیند


خاک فراموشی


و آیینه،هم


فراموش می کند


برای همیشه


که روزگاری،


خود،


آیینه بوده است!!

[ پنجشنبه هفتم شهریور 1392 ] [ 21:11 ] [ فرناز ] [ ]

نکو من قاتل عشقم...

سوار ِ بادم این روزا، مسیرم دور و نزدیکه

پی ِ چشمات نمی گردم، خیالت سرد و تاریکه

تو دنیا بودی و دنیام زیادی شکل ِ پاییزه

دلم از سردیه دستات مث ِ برگ ِ غم انگیزه

همون برگی که درداشو تـَـه ِ یک چاه می ریزه

غروبی که به چشم ِ تو قشنگ و حیرت انگیزه

عروسک وصف ِ روزایی که با من همقدم بودی

فقط یک جسم ِ بی سایه، دلت با من گلاویزه

خیابون خلوته اما میون ِ راه جا موندی گرفته

آسمون،... چشمات ولی اشکی نمی ریزه

من از اوج ِ غرور ِ تو به فرشی پوچ افتادم هبوط

از عرش ِ زندونت برای من دل انگیزه

رهایی شکل ِ بارون ِ میون ِ این خیابونا

هوای سرکش بارون از احساس ِ تو لبریزه

نگو من قاتل ِ عشقم تو هم گاهی خطا کردی

برای ترک ِ این قاتل،... خیانت نفرت انگیزه

بهای عشق سنگین و دلم از عاشقی سیر ِ

خیالت راحته اما، یه روز این آه می گیره


[ پنجشنبه هفتم شهریور 1392 ] [ 20:42 ] [ فرناز ] [ ]

برای خودم...

نه از عشق مینویسم نه از تنهایی. نه از غم.


میخوام خودم باشم. برای خودم. با خدام.


نه میخوام بگم آه که تنهام گذاشت، نه میگم نیست....


نه میگم دلم تنگه.... 


آخه این خودم هم گناه داره.... باید یکم باهاش باشم .


گوش به حرفاش کنم.....


خودم!!! دوستت دارم....



اهای تو که میخونی... فکر نکنی مغرورم... نه .


میخوام طعم شنیدن دوست دارم های واقعی رو بچشم که خودم به خودم


میگم دوستت دارم!!!!!!!!!!

[ دوشنبه چهاردهم مرداد 1392 ] [ 20:30 ] [ فرناز ] [ ]

سکوت یه زن

وقتی یه زن باهات بحث میکنه،غر میزنه،قهر میکنه،دلش میگیره،


از دستت گریه میکنه،میگه...میگه...میگه و اشکش سرازیر میشه و ،...


 مجبورت میکنه حرفشو گوش بدی،خوشحال باش!براش مهمی که اینجوریه!


اگه همش صدات میکنه،اگه دوسش داری،ذوق کن..چون خیلی دوستت داره ....


سکوت یه زن خیلی معنی داره .....
[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 3:19 ] [ فرناز ] [ ]

آره لعنتی...؟!؟!

تا حالا شده چشمات پر از اقیانوس اشک باشه اما نتونی جاریش کنی؟

تا حالا شده یه دنیا حرف کنج دلت سنگینی کنه و قلبت از سنگینیش تیر بکشه!!

اما نتونی به کسی بگی ؟


تا حالا شده یه تلنبار بغض بیخ گلوت گیر کرده باشه و از تیزیش احساس خفگی کنی

اما مجبور باشی جلوشو بگیری تا نترکه!!!


آره لعنتی...؟!؟!

 

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 3:15 ] [ فرناز ] [ ]

سلااااااام.....

سلااااااااااااااام.


اوووووو یک ماهی میشه آپ نکرده بودمااااا.


حالا که فکرشو میکنم انگار دوستان حق داشتن!!!


همتونو دوست دارم

[ شنبه بیست و دوم تیر 1392 ] [ 2:6 ] [ فرناز ] [ ]